به مثابه تمام شدن . . .
راستش را بگويم، ديروز كمترين احتمالي براي قهرماني استقلال نميدادم، انقدر كه حتي وقتي تو ماشين مشغول رانندگي بودم فكر گوش كردن به راديو و شنيدن گزارش بازي هم به سرم نزده بود. تا اين كه ده دقيق مانده به پايان بازي سرويس مدرسهاي از كنارم رد شد و پسر شاد و شنگولي كه كمرش و تا نصفه از ماشين بيرون كرده بود، داد زد: « فقط فولاد » تو اين لحظه بود كه خود رو به تمامي با شادي اون پسر شريك دونستم و اين گونه استقلال قهرمان ايران شد.
وقتي هم كه شب تصاوير قهرماني و اهداي جام مسابقات و از تلويزيون ديدم، شيريني لحظات قهرماني پارسال جام حذفي كه با چند تا از رفقا تو استاديوم بودم دو باره برايم تكرار شد.
نوشته هاي زير بويژه نوشته خسرو نقيبي را از دست ندهيد.
معجزهی خدایی که امیرش را دوست داشت (خسرو نقیبی)
مهم نیست دیگر...ما قهرمانیم (ناتور)
ماموریت
غیرممکن انجام شد (يك پنجره)